خرید بک لینک

گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «آموزش کودکان استثنایی».

از نظر آموزشي، امروزه واژه استثنايي به كودكاني اطلاق مي‌شود كه از جهات مختلف ذهني، جسمي، عاطفي و اجتماعي تفاوت قابل ملاحظه‌اي با ديگر كودكان همسال خود دارند، به نحوي كه به لحاظ همين تفاوت‌هاي محسوس قادر نيستند از برنامه‌هاي درسي عادي كه اصولا برپايه ويژگي‌ها و توانايي‌هاي مشترك بيشتر كودكان در سنين مختلف تنظيم شده است، به طور بايسته و شايسته بهره‌مند شوند، بنا بر اين تعريف، واژه كودكان استثنايي، كودكان تيزهوش، عقب‌مانده ذهني، نابينا، ناشنوا، ناسازگار، معلولين جسمي حركتي و ناتوان در يادگيري خاص و نظاير آن را شامل مي‌شود.

آموزش کودکان استثنایی

بچه‌هاي عجيب

به طور كلي از نظر آموزشي به اين گروه‌ها استثنايي گفته مي‌شود:

1 – كودكان كم‌توان يا عقب‌مانده ذهني يا كودكان آهسته گام.

2 – كودكان مبتلا به اختلال در يادگيري خاص.

3 – كودكان سازش نايافته يا ناسازگار.

4 – كودكاني كه داراي اختلالات گويايي‌اند.

5 – كودكاني كه دچار نارسايي‌هاي شنوايي‌اند.

6 – كودكاني كه دچار نارسايي‌هاي بينايي‌اند.

7 – كودكاني كه به بيماري‌هاي مزمن خاص از قبيل بيماري قند، صرع و غيره دچارند.

8 – كودكاني كه دچار نقص عضو يا فلج مغزي يا حركتي‌اند (معلولين جسمي حركتي)‌.

9 – كودكاني كه داراي معلوليت‌هاي مضاعف‌اند.

10 – كودكان تيزهوش و پراستعداد.

براساس بررسي‌ها و آمارهاي مجامع علمي و فرهنگي بين‌المللي نظير يونسكو و برخي كشورهاي غربي، در حدود 10 تا 15 درصد از كودكان مدرسه‌رو (18 7 سال يا 17 6 سال)‌ هر كشور بنابر تعريفي كه ارائه شد، استثنايي‌اند و به توجه خاص آموزشي نياز دارند؛ به عنوان مثال در سال 1994، دفتر آموزش كودكان معلول در آمريكا اعلام كرد كه حدود 12 درصد از كودكان، از تولد تا 19 سالگي به نحوي دچار معلوليت‌اند و به آموزش ويژه نياز دارند.

در واقع برخلاف آنچه عمدتا در اذهان تداعي مي‌شود، آموزش و پرورش استثنايي لزوما به معناي جداسازي و انتقال كودك از مدرسه عادي به مدرسه استثنايي نيست، بلكه آموزش استثنايي برنامه‌اي تنظيم شده براساس ارزيابي‌هاي مستمر و جامع براي كودك از تولد تا پايان زندگي و همراه با خانواده، مدرسه و اجتماع است.

بنابراين ايجاد كلاس‌ها و مدارس خاص براي كودكان استثنايي هدف نيست، بلكه برخاسته از يك ضرورت آموزشي است؛ زيرا با حضور دو سه نفر كودك استثنايي در يك كلاس معمولي 40 يا 50 نفري، معلم قادر نخواهد بود آن گونه كه شايسته است به تفاوت‌هاي فردي توجه داشته باشد، بخصوص زماني كه تفاوت موجود ميان اين دو سه نفر كودك استثنايي با ديگر كودكان قابل ملاحظه باشد، اگر معلم بخواهد توجه بيشتري به اين كودكان، كه نياز بيشتري دارند، مبذول دارد ناگزير است از وقت آموزش و هدايت دانش‌آموزان ديگر بكاهد و به‌عكس.

حقيقت آن است كه رشد فرهنگي و اعتلاي ارزش‌هاي هر ملتي بستگي به ميزان توجه آنها به حقوق حقه همه افراد جامعه به طور اعم و افراد استثنايي به طور اخص دارد. لذا بايد شيوه‌اي اتخاذ شود كه اين كودكان استثنايي به تناسب ويژگي‌هاي خود از برنامه‌هاي آموزشي برخوردار شوند. در نيل به اين هدف است كه وقتي مدرسه عادي از نيروي انساني مجرب (روان‌شناسان، كارشناسان و معلمان)‌ برنامه‌هاي فوق‌العاده راهنمايي و مشاوره‌هاي خاص آموزشي برخوردار نيست، كودكان استثنايي ناگزير روانه مدارس خاص مي‌گردند؛ مدارسي كه داراي معلمان آموزش ويژه استثنايي، برنامه ويژه آموزشي و پرورشي و وسايل و لوازم خاص آموزشي‌اند.

با نگاه كلي به وضعيت خاص كودكان استثنايي به تعبيري كه پيشتر بدان اشاره شد و با توجه به نيازهاي خاص آنان اعم از نياز به نيروي انساني مجرب و ورزيده و وسايل آموزشي و كمك آموزشي و با در نظر گرفتن شرايط جغرافيايي، اجتماعي و اقتصادي كشور، توزيع اين كودكان در شهرها و روستاهاي دور و نزديك و پذيرفتن ضرورت آموزش و پرورش استثنايي براي تعليم و تربيت اين كودكان عمدتا 2 راه بيشتر به نظر نمي‌رسد. اول آن كه كودك يا كودكان استثنايي در هر نقطه و مدرسه‌اي كه هستند بمانند و امكانات، اعم از كارشناسان متخصص، معلمان ويژه، وسايل و تجهيزات آموزشي و كمك آموزشي در آن محل فراهم شود. اگر اين طريق مقدور نباشد ناگزير بايد تدبيري ديگر انديشيد. واقعيت اين است كه به سبب كمبود نيروي انساني مورد نياز و تجهيزات آموزشي، بسختي مي‌توان در سطوح مختلف كشور چنين امكاني فراهم كرد. در اين مورد، حتي كشورهاي غربي نيز دچار تنگناها و محدوديت‌هاي مختلف‌اند.

طريق دوم، استفاده از حداكثر امكانات، اعم از نيروي انساني متخصص و مجرب، وسايل و تجهيزات آموزشي، متمركز كردن آنها در چندين مدرسه خاص و فرستادن كودكان استثنايي به آن مدارس است؛ البته مي‌توان اين روش را به اشكال مختلف از قبيل داير كردن برنامه فوق‌العاده آموزش استثنايي در مدارس عادي ايجاد كلاس‌هاي نيمه وقت و تمام وقت در مدارس و تاسيس مدارس روزانه و شبانه‌روزي اجرا كرد. اين شيوه از آموزش و پرورش كودكان استثنايي شامل همه كودكان استثنايي اعم از تيزهوش، نابينا، ناشنوا و عقب‌مانده ذهني است؛ البته تفصيل برنامه‌هاي آموزشي هر يك از گروه‌هاي استثنايي، بويژه آموزش و پرورش دانش‌آموزان تيزهوش و تجاربي كه در كشورهاي مختلف در اين زمينه كسب شده است، نياز به بحث جداگانه‌اي دارد. در هر حال قدر مسلم اين است كه هدف، ارائه موثرترين برنامه آموزشي متناسب با ويژگي‌هاي زيستي، شناختي و عاطفي هر دسته از كودكان استثنايي و در چارچوب امكانات و مقدورات جامعه است.

اقدامات بايسته

براي پر كردن شكاف‌هاي بزرگي كه متاسفانه در قلمروي تعليم و تربيت كودكان استثنايي وجود دارد، اقدامات زير لازم به نظر مي‌رسد:

الف)‌ تهيه ابزارهاي لازم براي مطالعه ميزان هوش، نوع شخصيت و همچنين سنجش ويژگي‌هاي حسي و حركتي كودكان، پيش از آن كه به موسسات آموزشي راه يابند.

ب)‌ مطالعه همه كودكاني كه به مدرسه راه مي‌يابند با روش‌هاي علمي و تشكيل پرونده خاص براي هريك كه حاكي از وضعيت ذهني، جسمي و رفتاري دانش‌آموز باشد.

ج)‌ ايجاد، تقويت و گسترش دوره‌هاي تخصصي براي تحقيق درباره كودكان استثنايي و تربيت معلمان و كارشناسان تعليم و تربيت كودكان استثنايي به ميزان مورد نياز در سطوح كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري.

در اين ارتباط بايد يادآورشد پس از تصويب و اجراي برنامه‌هاي روان‌شناسي وآموزش استثنايي در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد بتازگي برنامه دكتري روان‌شناسي و آموزش كودكان استثنايي نيز به وسيله شوراي عالي برنامه‌ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي به تصويب رسيد و دانشگاه‌هاي واجد شرايط كشور در مقطع دكتري نيز در رشته روان‌شناسي و آموزشي كودكان استثنايي فعال خواهند بود.

د)‌ تاسيس موسسات آموزشي و توانبخشي خاص براي كودكان استثنايي با تدوين برنامه‌هايي كه در كلاس‌هاي مشترك و با روش‌هاي آموزش و پرورش انفرادي درباره كودكاني باويژگي‌هاي متفاوت و قابل اجرا باشد.

ه)‌ تدوين برنامه جامع اطلاع‌رساني براي آگاه‌ كردن والدين اين قبيل كودكان و جلب توجه آنان به اين كه هرچه كودكان استثنايي زودتر شناسايي شوند، آسان‌تر و بهتر مي‌توان به ياري آنان شتافت.

منبع : جام جم آنلاین

برچسب: نویسنده: یوسف صمیمی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 18:30

صفحه بندی